۱۳۸۶ شهریور ۲۹, پنجشنبه



یک نفر تا " مغز استخوان فدرس " نشسته است اینجا/بنویسم/ننویسم ...
بنویس دیگه ای باااااباااااا !!!
انگاری دارد یک فیل هوا می کند/ مثلن وسط سوراخ توی ذهنتان را فرض کنید ... دارم درد را دارم/درد دارم/آرام باش این یعنی " لااقل" / می دانی که یک : زنده ای( یک مقیاس نرم ایرانی )

دو خم شده ام و یک جور عجیبی به خودم پیچیدم و تو هم هی با یک/یه صدایی می پیچی توی خودت/ لای این کاغذ را بمک ... لای این کاغذ را بمک ... بلیسم به لیسم ابلیس عم / دارم با زبونم بازی می کنم ...
(جدی نگیرین)
می مالمش به سقف دهنم/کف دهنم / توی لپ هام /به لا به لای دندونهام / می چسبونمش به سقم و یکهو با صدا می کنم اش : ل/ق

لای این دفتر را می گذارم : شاعرها دهن لق ترین آدمهای زمین؟/اند . با احترام ...

بپاش به پاش/ من گاهی دردم دارد می آید ولی این به معنای/معنی خاصی نیست جدی نگیرین/ دارم با زبون بازی با زبون بازی می کنم فقط :

لای این آدم را نمک لای استخوان را روی زخمم را لطفن مرهمی چیزی ... /بتامتازون بمال دختر ... من خوش/بخت/انه بد/بخت/م این/همه ی این روزها ... از آشنایی با شما هم خوش وختم/در ضمن ... یک توپ سه لایه را در نظر بگیر :

دارم این دفترم را خاطره باران می کنم/این آخرین به اصطلاح شعرم نیز هست/است :
این خنده ... آخ ... این خنده را بگو چقدر تلافی دارم که بریزم رویش ...
این دفتر را باز/باز می کنم/ شعرهای اخوان را اولن ثانین بخوانید و ثالثن را رویش را گرد و یا خاک پاشیدند / سرمه ای / سرمه ای ...

من الان مستم ها این هایی را که گفتم جدی نگیرین/ همین ها که الان را که می گویم نپیچ چون/ببینید / شب است / تاریک است / کتاب است / دفتر است /صبح است/ صحبتم را به دراز بکش اینجا کنارم دختر و ... یا حضرت نوح و یا هیچ کلکسیونر دیگه ای ...

کلی باهات حرف دارم
مملی تو قهرمان بکس جهان بودی و این را مدیون مشتهای منی/ و من این را با احترام می پاشم توی صورتت ... ماست های این جهان را یک کیسه بدهید ببندم به آب های سطحی/رودخانه ها و شیارهای آبدار کلن/ من مستم همین/الان ...

سرعت گیر اول ترمز نکردم / سرم خورد به بالا به ته این سقف/پایین ...
" این کشور دارای گل است " شده است درست مثل قدیمهای خارج و بلبلی براش آواز می خواند/بلک متال با کریشنار برقی/جاهای دیگری/کشورهای دیگه رو می گم/ بعلاوه ی من و هر ساغری که ریختن روی پیرنت زری ...

- خارجی هم بلتی حرف بزنی عمو ؟
- من که با ماشین دودی می کردم که بیا و ببین ...
- هوا بخور/قاشق قاشق

سنگ مفت علامت رضازاده قهرمان کشتی گیران آزاد/ازچی؟ است/من اما این را دیر فهمیدم / مثلن یک قرن میلادی بعد از میلاد مسعود آدم علیهم الهل/لو ... هل/لو ددی ... گودمورنینگ مام ( این سطر به زبان وایت کینگهای مازندرانی است/منظورم فقط اون الاغه است که فقط احسان می کنه/خودش هم که می دونه که کی رو می گم که ...)

از این به بعد ... سر و کله ی شما با فدرس الکاتبین است و از شما انتظار می رود/توقع می رود که پست این صندوق از این بهتر باشد :

من و تو همین متن چتمون رو یه ادیت ساده بکنیم شعره ! باور کن ! ما که حرف که می زنیم شعره ... حالا خوبه که نره یه گیلاس رو نخورده !! من دیگه حرفی/احتمالن نمی زنم هر چی میگم یقه ی شعرم رو می گیره/بختک میشه ... شورش در اومد نه ؟ اگه اینا رو نذاشتم توی شعرم !!!! حالا ببین !!!
_ این خنده ها رو اگه/اگر بلتی بذار !
_ بیا !

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سلام رامین جان خوبی ؟

دسته ی قلم که مو درآورد از "بس" شهر را از زیر بغل و از رو پشت کشید ... از " آن" تمدن های شاهنشاهی است و دور سرش را ی...