۱۳۸۶ شهریور ۲۹, پنجشنبه



حالا یک عده حامله می شوند و این شعر به یکی از شکمها خندیدآقای رئیس جمهور
سلام علیکم
به این وسیله از حضرت عالی تقاضا می شود که شخصا تحقیق کنید
و خلاصه اینکه ما بی صبرانه منتظر تولد پسر پنجاه و دو ساله ای هستیم که یک شب باد او را با خود برد ...
با سپاس فراوان تشکر کرد
رونوشت که همه ببینند و این همان چیزی بود که باعث چیزهایی شد که می خواهم بگویم
یک شب بارانی بود که ...
مرد بابا بود و داشت همانطور که توی کتاب فارسی نوشته می آمد
و هیچ اتفاق خاصی نیفتاد
حالا جالب اینجا بود رحیم آقا تازه یک دکان بقالی دیده بود که داشت تخمه می شکست
آن تصویر و این تصویر باعث شد این متن منطق سینمایی پیدا کند
بلیط ها را بفروشید این به نفع شماست .... سازمان مبارزه با بیلیط ها .
پیامهای بازرگانی که پخش شد سالن تاریک بود
این آقا هم نشسته بود اونجا – اکبر آقا از همونجا جا رو نشون بده
- اینجا ( . )
– ممنون
و اینطور ادامه داد :
آن شب همه ی سالن خالی بود به جز اینجا و آنجا
کسی که بیرون از محوطه بود صدایی شنید :
- اصلا نمی شنوم چی میگی!!
کسی که بیرون از محوطه بود شک کرد
اول به خودش
دوم به آین آقا
سوم به این مرد
چهارم به قاضی که داشت به شهادتش گوش می کرد
- ادامه بدهید
- من دیگر نه چیزی دیدم نه چیزی شنیدم
قاضی برگه ی دستور پیگیری رئیس جمهور لای انگشتهایش بود :
- شاید چاق شده است! (به شکم مرد زل زد )
دیگر نمی شود ادامه داد یعنی میشه اما وقت نیست
من دیرم شده
پایان کار به جایی بند می شود
یعنی اینجا ...


یک نفر تا " مغز استخوان فدرس " نشسته است اینجا/بنویسم/ننویسم ...
بنویس دیگه ای باااااباااااا !!!
انگاری دارد یک فیل هوا می کند/ مثلن وسط سوراخ توی ذهنتان را فرض کنید ... دارم درد را دارم/درد دارم/آرام باش این یعنی " لااقل" / می دانی که یک : زنده ای( یک مقیاس نرم ایرانی )

دو خم شده ام و یک جور عجیبی به خودم پیچیدم و تو هم هی با یک/یه صدایی می پیچی توی خودت/ لای این کاغذ را بمک ... لای این کاغذ را بمک ... بلیسم به لیسم ابلیس عم / دارم با زبونم بازی می کنم ...
(جدی نگیرین)
می مالمش به سقف دهنم/کف دهنم / توی لپ هام /به لا به لای دندونهام / می چسبونمش به سقم و یکهو با صدا می کنم اش : ل/ق

لای این دفتر را می گذارم : شاعرها دهن لق ترین آدمهای زمین؟/اند . با احترام ...

بپاش به پاش/ من گاهی دردم دارد می آید ولی این به معنای/معنی خاصی نیست جدی نگیرین/ دارم با زبون بازی با زبون بازی می کنم فقط :

لای این آدم را نمک لای استخوان را روی زخمم را لطفن مرهمی چیزی ... /بتامتازون بمال دختر ... من خوش/بخت/انه بد/بخت/م این/همه ی این روزها ... از آشنایی با شما هم خوش وختم/در ضمن ... یک توپ سه لایه را در نظر بگیر :

دارم این دفترم را خاطره باران می کنم/این آخرین به اصطلاح شعرم نیز هست/است :
این خنده ... آخ ... این خنده را بگو چقدر تلافی دارم که بریزم رویش ...
این دفتر را باز/باز می کنم/ شعرهای اخوان را اولن ثانین بخوانید و ثالثن را رویش را گرد و یا خاک پاشیدند / سرمه ای / سرمه ای ...

من الان مستم ها این هایی را که گفتم جدی نگیرین/ همین ها که الان را که می گویم نپیچ چون/ببینید / شب است / تاریک است / کتاب است / دفتر است /صبح است/ صحبتم را به دراز بکش اینجا کنارم دختر و ... یا حضرت نوح و یا هیچ کلکسیونر دیگه ای ...

کلی باهات حرف دارم
مملی تو قهرمان بکس جهان بودی و این را مدیون مشتهای منی/ و من این را با احترام می پاشم توی صورتت ... ماست های این جهان را یک کیسه بدهید ببندم به آب های سطحی/رودخانه ها و شیارهای آبدار کلن/ من مستم همین/الان ...

سرعت گیر اول ترمز نکردم / سرم خورد به بالا به ته این سقف/پایین ...
" این کشور دارای گل است " شده است درست مثل قدیمهای خارج و بلبلی براش آواز می خواند/بلک متال با کریشنار برقی/جاهای دیگری/کشورهای دیگه رو می گم/ بعلاوه ی من و هر ساغری که ریختن روی پیرنت زری ...

- خارجی هم بلتی حرف بزنی عمو ؟
- من که با ماشین دودی می کردم که بیا و ببین ...
- هوا بخور/قاشق قاشق

سنگ مفت علامت رضازاده قهرمان کشتی گیران آزاد/ازچی؟ است/من اما این را دیر فهمیدم / مثلن یک قرن میلادی بعد از میلاد مسعود آدم علیهم الهل/لو ... هل/لو ددی ... گودمورنینگ مام ( این سطر به زبان وایت کینگهای مازندرانی است/منظورم فقط اون الاغه است که فقط احسان می کنه/خودش هم که می دونه که کی رو می گم که ...)

از این به بعد ... سر و کله ی شما با فدرس الکاتبین است و از شما انتظار می رود/توقع می رود که پست این صندوق از این بهتر باشد :

من و تو همین متن چتمون رو یه ادیت ساده بکنیم شعره ! باور کن ! ما که حرف که می زنیم شعره ... حالا خوبه که نره یه گیلاس رو نخورده !! من دیگه حرفی/احتمالن نمی زنم هر چی میگم یقه ی شعرم رو می گیره/بختک میشه ... شورش در اومد نه ؟ اگه اینا رو نذاشتم توی شعرم !!!! حالا ببین !!!
_ این خنده ها رو اگه/اگر بلتی بذار !
_ بیا !

سلام رامین جان خوبی ؟

دسته ی قلم که مو درآورد از "بس" شهر را از زیر بغل و از رو پشت کشید ... از " آن" تمدن های شاهنشاهی است و دور سرش را ی...